دکتر مهدی امیرپور، متخصص تغذیه بالینی (شماره نظام پزشکی: ت-6848) با سال‌ها تجربه و سابقه‌ی کاری موفق در زمینه‌ی رژیم درمانی بیماری‌ها هستند. حیطه‌ی تخصصی فعالیت ایشان، رژیم درمانی در مبتلایان به انواع سرطان‌ها و تجویز رژیم‌های شخصی‌سازی شده برای بیماران تحت جراحی، شیمی‌درمانی، پرتودرمانی و هورمون‌درمانی است.دکتر امیرپور، دوره‌ی کارشناسی تغذیه را در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، دوره‌ی کارشناسی ارشد تغذیه بالینی را در دانشگاه علوم پزشکی تبریز و دوره‌ی دکترای تخصصی تغذیه را در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با موفقیت پشت سر گذاشتند. از جمله فعالیت‌های آکادمیک ایشان می‌توان به نگارش درسنامه‌ها، کتاب‌های تخصصی و مقاله‌ها‌ی پژوهشی در زمینه‌ی تغذیه و بیماری‌ها، تدریس در دوره‌های تغذیه بالینی و رژیم درمانی در سطح کشور و حضور و سخنرانی در سمینارها و کنگره‌های ملی و بین‌المللی اشاره نمود.دکتر امیرپور هم‌چنین عضو انجمن علمی تغذیه ایران و انجمن تغذیه بالینی و متابولیسم اروپا هستند.

از دل یک فقدان تا رسالتی برای همراهی با تو

چرا تغذیه در سرطان برای من فقط یک حرفه نیست؟

می‌گویند بعضی دردها آن‌قدر عمیق‌اند که انسان را از نو می‌سازند. من یکی از همان آدم‌ها هستم؛ کسی که در ابتدای جوانی، راهش را گم کرده بود و تصویر روشنی از آینده نداشت. آنچه تا آن زمان برایش جنگیده بود، در برابر چشمانش ارزشی نداشت؛ اما یک شب، همه‌چیز تغییر کرد.

می‌خواهم داستانی را برایت بگویم که آغازش تلخ بود، اما مسیرش مرا به «تو» رساند. سال‌ها پیش، در میانه تابستان، به عیادت یکی از بستگان رفتم که ماه‌ها بود با سرطان پانکراس دست‌وپنجه نرم می‌کرد. آخرین نوروزی را که به خانه ما آمد، خوب به یاد دارم؛ تازه علائم بیماری نمایان شده بود، بی‌اشتها بود و به سختی غذا می‌خورد. آن زمان، هنوز هیچ‌کدام نمی‌دانستیم چه روزهای دشواری در انتظار او و ماست.

 

آن شب، آخرین باری بود که او را می‌دیدم. با اندامی نحیف و پوستی تکیده بر تخت دراز کشیده بود. صحبت کردن برایش آسان نبود و استخوان‌های رنجورش، حکایت از سوءتغذیه‌ای شدید داشت. در همان حال که تلاش می‌کردم تشویش ذهنم را با آرامش جایگزین کنم، ناگهان جرقه‌ای در وجودم روشن شد؛ انگار صدایی در گوشم زمزمه کرد:

این انتهای مسیر تو نیست. 

از همان‌جا بود که راهِ تازه من شروع شد. آن لحظه، نقطه آغاز سفری بود به دنیای تغذیه بالینی؛ مسیری که مرا از ویرانی عبور داد و به کسی تبدیل کرد که امروز هستم: متخصص تغذیه بالینی و رژیم‌درمانی در سرطان

اکنون من اینجا هستم؛ با رسالتی روشن، تا شانه به شانه با تو قدم بزنم؛ آهسته، آرام، اما محکم. رژیم‌درمانی سرطان برای من یک حرفه نیست، «هویت» من است؛ هویتی که از دل یک فقدان برآمد تا به عشقِ همراهی با تو بدل شود

من سال‌هاست که می‌آموزم؛ نه فقط در کلاس‌های دانشگاه، بلکه در کنار بیماران؛ در کنار کسانی که هر روز با عوارض درمان و ترس‌های بی‌نام می‌جنگند. آموخته‌ام که تغذیه، فقط «غذا خوردن» نیست؛ پناه است، نیرو است و نوری کوچک که در دل روزهای مبهم روشن می‌شود.

اکنون تمام دانشی که برای به دست آوردنش جنگیده‌ام، در اختیار توست. من کنارت هستم و باور دارم که تو نه تنها به سلامت از این طوفان عبور می‌کنی، بلکه قوی‌تر و پرامیدتر از آن بیرون خواهی آمد. می‌خواهم از صمیم قلب بگویم: من تو را می‌فهمم؛ نه از روی خطوط کتاب‌ها، بلکه از روی تجربه‌ای که روحم را دگرگون کرد.

امروز اینجا هستم تا سنگینی این بار را از روی شانه‌هایت بردارم.

این انتهای مسیر تو نیست؛ آغازی دوباره است.